X
تبلیغات
داستان هاى قرآن - جنگ موته

جنگ موته

نامه رسان پيامبر اسلام را كشتند. اين جنايت با هيچ يک از اصول اخلاقى و انسانى تطبيق نمى كرد. رسول اکرم(ص ) از ناجوانمردى روميان سخت برآشفت و براى حارث بن عمير-نامه رسان پیامبر- كه بدست شر حبيل بن عمرو غسانى در اراضى شام كشته شده بود، افسرده خاطر گرديد و تصميم به انتقام گرفت و مقدمات جنگ موته فراهم گشت .

فرمان جهاد داده شد و سه هزار سرباز مسلمان آماده حركت به جبهه شدند. رسول خدا(ص ) فرماندهى قوا را به جعفربن ابيطالب ، برادر اميرالمومنين (ع ) سپرد و فرمود اگر به جعفر آسيبى رسيد، زيد بن حارثه فرمانده سپاه خواهد بود و اگر براى هم او حادثه ای پیش آمد٬عبدالله بن رواحه فرماندهى قوا را به عهده خداهد گرفت و در صورتى كه او هم به شهادت رسيد، سربازان مسلمان از ميان خودشان كسى را براى فرماندهى خود انتخاب كنند.

سپاه اسلام از مدينه حركت كرد و رسول اكرم (ص ) آنها را تا(ثنية الوداع ) بدرقه كرد و در آنجا فرماندهان و سربازان را مخاطب قرار داد و اين بيانات را در برابر سه هزار مرد مسلح ايراد فرمود:

به شما اى سربازان اسلام توصيه مى كنم كه با تقوا  و خويشتندار باشيد و نسبت به ساير مسلمانان كه با شما هستند، رعايت صفا و عدل و احسان را بنمایيد. به نام خدا و به يارى او بسوى جبهه جنگ پيش رويد و با دشمنان خدا و دشمنان خودتان مردانه بجنگيد.

شما در اين سفر، به مردمى برخورد مى كنيد كه در عبادتگاه ها و پرستش گاه هاى خود سرگرم عبادت و از اجتماع بركنارند و به هيچ حزب و دسته اى تعلق ندارند. هوشيار باشيد و هيچ گونه تعرضى نسبت به آنها ننمایید. ايشان را نكشيد و مزاحمشان نشويد.

زنان و بانوان را كه پرورش دهنده نسل آينده اند، به قتل نرسانيد. كودكان و نوزادان  را نکشید. درختى را كه مى تواند به حال جامعه سودمند باشد،قطع نكنيد. ساختمانى كه موجب رفاه و آسايش مردم است، ويران نسازيد.

پس از ازن بيانات فرمود: تا جايگاه شهادت حارث پيش برويد. اول ، مردم را به پذيرش اسلام دعوت كنيد. اگر سر برتافتند، با آنها بجنگيد و سركشان را به سزاى عمل زشتشان برسانيد.

سپاهيان اسلام با اتكا به نيروى ايمان ، مدينه را به سوى اراضى شام ترک گفتند. پس از طى منازل در سرزمين (معان ) فرود آمدند. خبر تمركز نيروهاى اسلام در سرزمین معان به اطلاع شرحبيل رسيد.

وى به گمان اينكه مى تواند به آسانى سپاه اسلام را شکست دهد٬سربازانى را كه در اختيار داشت ، به فرماندهى برادرش-سدوس-مقابل نيروهاى اسلام فرستاد. ولى در لحظات اول جنگ ، سدوس کشته شد و سپاهيانش گريختند.

شرحبيل ، احساس كرد موضوع مهم تر از آن است كه بتوان آن را سرسرى گرفت و بدين جهت به قلعه ی خود پناهنده شد و گزارش وقايع را فورا براى پادشاه روم نوشت و از او کمک خواست.

قيصر، صد هزار سرباز جنگجو، مركب از روميان و شاميان آماده كرد و به سوى جبهه اعزام نمود. رسيدن اين همه نيرو كه با سلاح ها و وسایل كامل مجهز بودند و تعداد آنها بیش از سى برابر سربازان اسلام بود، مسلمانان را نگران ساخت و در اقدام به جنگ دچار شک نمود. جمعى معتقد بودند كه بايد جريان را به رسول اكرم (ص ) اطلاع داد و از پيشگاه مقدسش كسب تكليف كرد. گروهى ديگر عقيده داشتند كه بايد جنگ را شروع كرد و با استقامت و پايدارى انجام وظيفه نمود.

يكى از افسران رشيد اسام كه بعدا فرمانده لشكر شد (عبدالله بن رواحه ) سخن مهيج و آتشينى ايراد كرد و به تمام شک ها و دو دلى ها خاتمه داد. او در ضمن بياناتش گفت :

اى سربازان مسلمان ! شما از چيزى كراهت داريد كه براى همان از وطن بيرون آمده ايد. شما براى درک فيض شهادت اين همه راه پيموده و اين همه رنج تحمل نموده ايد. ما مسلمانان در هيچ نبردى به اتکا   قوا و نيروهاى مسلح و  زیادی تعداد  سرباز نجنگيده ايم . نيروى ما و نقطه اتكا ما، دين ماست كه خداوند به وسيله آن ، ما را گرامى داشته و سرافراز فرموده است . در جنگ با اين مردم نيز يكى از دو فيض بزرگ را بدست خواهيم آورد يا بر آنها غلبه كنند.

سپاه روم در شهر (مشارف ) از قرا بلقا صف آرایى كردند و سپاه اسلام در(موته ) از اراضى شام صفوف خود را منظم ساختند و ميدان جنگ در سرزمين موته قرار داده شد.

والسلام

نوشته شده توسط علی یداللهی فارسانى | لینک ثابت |





Powered by WebGozar